كمال مصطفى شاكر ( مترجم : فاطمه مشايخ )

15

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى )

ملائكه ، امر الهى را از مراتب اعلاى خود دريافت مىكنند و از چگونگى آن پرسش مىنمايند و آنان در جواب مراتب پايينتر مىگويند : حق گفت ، يعنى خداوند امرى را صادر نمود كه ثابت است و براى بطلان و تبديل آن طريقى نيست و در آخر مىفرمايد : فقط خداست كه و الا و بلند مرتبه است و همه چيز مادون او هستند و اوست كه كبير است و ما سوى اللّه همه در جوار او كوچك و بىمقدارند . ( 24 ) ( قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) : ( بگو چه كسى شما را از آسمانها و زمين روزى مىدهد ، بگو : خدا و بگو ما و يا شما كداميك بر طريق هدايت و يا در گمراهى آشكاريم ) اين آيه استدلال ديگرى است بر عليه مشركين از جهت رزق كه ملاك عمدهء بت‌پرستى آنهاست ، چون آنها معتقد بودند كه اگر ما بت‌ها را عبادت كنيم ، آنها از ما خشنود مىشوند و رزق ما را توسعه مىدهند ، در اينجا خداوند به پيامبر فرمان مىدهد تا از ايشان بپرسد چه كسى از آسمان و زمين رزق شما را فراهم مىكند ؟ و خود در جواب بفرمايد : خداى سبحان است كه روزى مىدهد ، چون رزق ، خودش يكى از مخلوقات خداست و مشركين خودشان معترف هستند كه تنها خالق هستى خداست ، منتها چون مشركان در دل اين اعتقاد را داشتند ، امّا از اعتراف به آن خوددارى مىكردند ، لذا خداوند به پيامبر فرمان مىدهد ، تا آنحضرت خود پاسخ اين پرسش را بدهد و در آخر براى القاء حجّت و وضوح حق از خود آنها انصاف بخواهد ، يعنى آنها را به تفّكر در حالت نفسانى خويش وادارد و بدون پافشارى بر باطل از آنها بخواهد كه به ديدهء انصاف بنگرند و ببينند ، آيا سخن و اعتقاد مسلمين بر پايهء هدايت است و يا ضلالت « 1 » ؟ ! و به اين ترتيب حق را از باطل تشخيص دهند .

--> ( 1 ) . نكته ظريفى در اينجا وجود دارد كه در تفسير فخر رازى جلد 25 به آن اشاره شده و آن اين است كه شخص هدايت يافته مانند كسى است كه بر بالاى بلندى قرار دارد و آغاز و انجام راه را مىبيند و با علم جلو مىرود ، امّا شخص گمراه در ظلمات است و حتّى جاى پاى خود را نمىبيند ، چه رسد به مبداء و مقصدش ، لذا در مورد هدايت فرمود : ( لَعَلى هُدىً ) و در مورد ضلالت فرمود : ( فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) .